رستـگاری
باز گردد عـاقبت این در؟ بلی........... رو نمـاید یار سیـمینبر؟ بلی
ساقی ما یـاد این مستان کند؟....... بار دیگر با می و ساغر؟ بلی
نوبهـار حسن آید سوی باغ؟......... بشکفد آن شاخههای تر؟ بلی
طاقهای سبز چون بندد چمن........ جفت گردد ورد و نیلوفر؟ بلی
دامن پرخاک و خاشاک زمین..... پر شود از مشک و از عنبر؟ بلی
آن بر سیـمین و این روی چو زر......... اندرآمیـزند سیم و زر؟ بلی
این سر مخمور اندیشه پرست.... مست گردد زان می احمر؟ بلی
این دو چشم اشکبار نوحه گر........ روشنی یابد از آن منظر؟ بلی
گوشها که حلقه در گوش وی است.. حلقهها یابند ازآن زرگر؟ بلی
شاهد جان چون شهادت عرضه کرد، یابد ایمان این دل کافر؟ بلی
چون براق عشق ازگردون رسید، وارهد عیسی جان زین خر؟ بلی
جمله خلق جهان در یک کس است، او بود از صد جهان بهتر؟ بلی
من خمش کردم.. ولیـکن در دلم....... تا ابد رویـد نی و شکـر؟ بلی














