Mountain

Taken by P.Forrev

Half Moon

P. by Steve Carter

Night Sky

For more information please click on the photo

My Lady of Dreams



Love is when you can’t be apart from someone for too long…
you’re always thinking of them, and when you’re with them you never want to say goodbye.
Love is far from simple. It’s quite complex. It’s a mix of about everything.
It’s sadness, joy, passion, hatred, excitement, it’s almost every feeling you can imagine and more.

You know love when you find it, it’s that person that when they smile it brightens up your day,
you can’t stop staring at them for fear of losing them, they’re always on your mind, you daydream of being with them, even if they’re less than 20 feet away…
And you can’t stand it when they’re not with you, the worst feeling you could ever feel is when

You know that person you love is not with you…

You can’t tell when love will happen, you just know when it does, that moment when you first lay eyes on that person, and you never want to look away…
That is love. Nothing less.x

-L-P-V

Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



یک تپش



لحظه‌ها همیشه خواستن که تو رو بگیرن ازمن
چه غریب و ناشناسه.. جاده‌ی به تو رسیدن
همیشه یه چیزی بوده.. شوق تو از دلم ربوده
ولی یک تپش دل من از غمت جدا نبوده
بیا بیا بیا بیا بیا بیا

یه روز چشاتو وا کنی.. می‌بینی من تموم شدم
می بینی جام چه خالیه.. یا رفته ام پی خودم
اگه یه روز و روزگار.. پیش خودت باز بشینی
تموم این روزا رو جلو چشات باز می‌بینی
بیا بیا بیا بیا بیا بیا

چه‌قدر ما فاصله داریم.. چرا اینو نفهمیدم
کاش اون روزا می‌مردم و یه جور اینو می‌فهمیدم
دیگه برام نمی‌مونی.. تو چشمات اینو می‌خونم
چقدر دلم گرفته باز.. نمی‌دونم چی بخونم
بیا بیا بیا بیا بیا بیا


-P

Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



هدیه‌ی خداوند



خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زد
خدا رنگ تو را روی تمام دیدنی‌ها زد


شب از چشمان تو فهمید برتر از سیاهی نیست
اگر مشکی نشد دریا به بخت خویشتن پا زد


خدا شیرینی نام تو را در آب‌ها حل کرد
از آن پس هر که عاشق گشت، اول دل به دریا زد


بزرگی.. مهربانی.. بی‌دریغی... آن قدر خوبی
که حتی می‌توان گاهی تو را جای خدا جا زد!


دوباره شب شد و در من خیال شاعری گل کرد
دوباره از غزل‌هایم تب عشق تو بالا زد


غزل‌های مرا خواندند و صدها مرحبا گفتند
به زیر بیت، بیتش آفرینی از تو امضا زد

--P-W


Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



ای دریغ از من



من...

خالی از عاطفه و خشم..

خالی از خویشی و غربت...

گیج و مبهوت بین بودن و نبودن

عشق...

آخرین همسفر من..

مثل تو منو رها کرد..

حالا دستام مونده و تنهایی من

ای دریغ از من..

که بیخود مثل تو.. گم شدم، گم شدم تو ظلمت تن

ای دریغ از تو..

که مثل عکس عشق.. هنوزم داد می زنی تو آیینه‌ی من


آه.. گریه مون هیچ.. خنده مون هیچ

باخته و برنده مون هیچ

تنها آغوش تو مونده.. غیر از اون هیچ

ای.. ای مثل من تک و تنها

دستامو بگیر که عمر رفت

همه چی تویی، زمین و آسمون هیچ


بی تو می‌میرم.. همه بود و نبود..

بیا پر کن منو ای خورشید دلسرد

بی تو می‌میرم.. مثل قلب چراغ..

نور تو بودی، کی منو از تو جدا کرد

--P-W

Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



برآمد باد صبح و بوی نوروز


«به نام خالق زیبایی‌ها»


اکنون که رفته‌رفته سوز و سرمای زمستان از جان طبیعت رخت برمی‌بندد و رایحه‌ى خوش نوغنچه‌های درختان نوید آمدن بهاری سربلند و پربرکت را به‌ارمغان می‌آورد؛


تبریک و تهنیت بنده را بمناسبت

فرارسیدن موسم بیداری و باران

فصل سبزآینگی گلعذاران

پذیرا باشید


به‌امید تحول احوال الی احسن الحال در نوروز امسال

از نوروز طبیعت برایتان

سرور، سریان، سلامت، سعادت، سخاوت، سرزندگی و سرافرازی

آرزو می‌کنم.

هرروزتان نوروز – نوروزتان پیروز

-P-W

Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



آرام جـان من کو




ای مردمان بگویید.. آرام جان من کو؟

راحت فضای هرکس.. محنت رسان من کو؟

من مهربان ندارم.. نامهربان من کو؟


نامش همی نیارد.. بردن به پیش هر کس

گه گه به ناز گویم.. سرو روان من کو؟

من مهربان ندارم.. نامهربان من کو؟


در بوستان شادی.. هر کس بچیدن گل

آن گل نشکنندش.. در بوستان من کو؟

من مهربان ندارم.. نامهربان من کو؟


جانان من سفرکرد.. با او برفت جانم

باز آمدم از اینشان.. پیداست آنِ من کو؟

من مهربان ندارم.. نامهربان من کو؟

-P-W-O

Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



ما دوتا کفتر چاهی



ما دو تا کفتر چاهی.. بی خیـال از غم دونه
راز اولین نگاهو.. جز تو هیچ‌کس نمی‌دونه

خواستیم از غصه رهاشیم.. همسفر با کفتراشیم
راهـی یه دشت روشن.. شهـر خوب عـاشقـاشیم

دلامـون قــد یه دریــا.. خونـه‌مـون تمـوم دنیا
عشقمون پاک و صمیمی.. مثل زیبایی رویا

نه هراس از باد وحشی.. که بلرزونه دلامون
نه غم شعله‌ى خورشید.. که بسوزونه پرامون

تا که یک روز برف و بوران.. دستاتو ازم جداکرد
منو با تنهایی و غـم.. با جـدایی آشنـاکرد

دنبال بوی نفس‌هات.. همه‌جا رو پر کشیدم
گم شدش عطر عبورت.. هیچ کجا تورو ندیدم

حالا من تنهای تنهـا.. تو شاید اون‌ور ابرا
روزگارم خیلی سخته.. غرقه در مرداب غم‌ها

نباشه چشم تو گریون.. نباشه بال تو خسته
بمیـره همون دلی که.. دلای مارو شکسته

می‌دونم تو هم صبوری.. تو روزای بی‌پنـاهی
می‌دونم که چشم به‌راهی.. داد از این همه جدایی

ای تو هم پرواز دیروز.. پر پرم نشون راهت
به امیـد دیدن تو.. می‌مونم من چشم به‌راهت...

Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



به من چیزی بگو




به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه
هنــوزم بیـن ما شــاید یه حـس تـازه پیدا شه

یه راهی روبه من واکن تو این بی‌راهه‌ى بن‌بست
یه کـاری کن برای مــا اگه «ما»ای هنوزم هست

به من چیزی بگو از عشق
از این حــالی که مـن دارم
من از احساس شک کردن
به احساس تو بیـزارم

تو هم شـاید شبیه من.. تو این بـرزخ گرفتاری
تو هم شاید نمی‌دونی چه احساسی به من داری

گریزی جز شکستن نیست منم مثل تو می‌دونم
نگو بـاید بریـد از عشق نه می‌تونی نه می‌تونم

Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



بذار قسمت کنیم تنهاییمونو


برای خواب معصومانه عشق.. کمک کن بستری از گل بسازيم

برای کوچ شب هنگام وحشت.. کمک کن با تن هم پل بسازيم

کمک کن سایه بونی از ترانه.. برای خواب ابریشم بسازیم

کمک کن با کلام عاشقانه.. برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو.. میون سفره‌ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما.. پلی باشه واسه ازخودگذشتن


کسی به فکر مریم‌های پرپر ، کسی تو فکر کوچ کفترا نیست

به فکر عاشقای دربه‌در باش، که غیر از ما کسی به‌فکر ما نیست

تو رو مى‌شناسم ای شبگرد عاشق.. تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه تو و چشم تو پیداست.. که از ایل و تبار عاشقایی

تو رو می‌شناسم ای سردرگریبون.. غریبگی نکن با هق‌هق من

تن شکسته‌اتو بسپار به‌دست.. نوازش‌های دست عاشق من

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو.. میون سفره‌ى شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما.. پلی باشه واسه از خود گذشتن


به دنبال کدوم حرف و کلامی.. سکوتت، گفتن تمام حرفاست

تو رو از تپش قلبت شناختم، تو قلبت قلب عاشق‌های دنیاست

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه.. منو به جشن نور و آینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم، تو خورشیدو به‌دست من سپردی


کمک کن جاده های مه گرفته.. من مسافرو از تو نگیرن

کمک کن تا کبوترهای خسته.. رو یخ بستگی شاخه نمیرن

کمک کن از مسافرهای عاشق.. سراغ مهربونی روبگیریم

کمک کن تا برای هم بمونیم ، کمک کن تا برای هم بمیریم

-P-V-W

Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



Hear my confession



I have been blind, unwilling to see
The true love you're giving.
I have ignored every blessing.
I'm on my knees confessing
That I feel myself surrender
Each time I see your face.
I am staggered by your beauty,
Your unassuming grace.
And I feel my heart is turning,
Falling into place.
I can't hide...x

Now hear my confession.
I have been wrong about you.
Thought I was strong without you.
For so long nothing could move me.
For so long nothing could change me.
Now I feel myself surrender
Each time I see your face.
I am captured by your beauty,
Your unassuming grace.
And I feel my heart is turning,
Falling into place.
I can't hide
Now hear my confession.

You are the air that I breath.
You're the ground beneath my feet.
When did I stop believing?
Cause I feel myself surrender
Each time I see your face.
I am staggered by your beauty,
Your unassuming grace.
And I feel my heart
Falling into place.
I can't hide
Now hear my confession.

-P-V


Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed