Mountain

Taken by P.Forrev

Half Moon

P. by Steve Carter

Night Sky

For more information please click on the photo

دیوارهای دنیا بلند است




دنیا دیوارهای بلندی دارد
و درهای بسته که دور تا دور زندگی را فرا گرفته اند
نمی شود از دیوارهای بلند بالا رفت.
نمی‌شود آن طرفش را دید.
اما همیشه نسیمی از آن طرف دیوار کنجکاوی آدم را برمی‌انگیزد.
کاش این دیوارها پنجره داشت، کاش می‌شد گاهی به آن طرف نگاه کرد
شاید هم پنجره‌اش زیادی بالاست و قد من نمی‌رسد!
با این دیوارها چه می‌شود کرد؟
می‌شود از دیوارها فاصله گرفت و مشغول زندگی شد
و می شود اصلأ فراموش کرد که دیواری هم هست
شاید بشود تیشه ای برداشت و به کند و کاو مشغول شد.
شاید دریچه ای، شاید شکافی، شاید روزنی
همیشه دلم می خواست روی این دیوار سوراخی درست کنم
حتی بقدر یک سر سوزن،
برای رد شدن نور،
برای عبور عطر و نسیم،
برای…
بگذریم.
گاهی ساعت‌ها پشت دیوار می‌نشینم و گوشم را می‌چسبانم به آن و فکر می‌کنم..
اگر همه چیز ساکت باشد می توانم صدای باریدن روشنایی را از آن طرف بشنوم
اما هیچ وقت..
هیچ وقت همه چیز ساکت نیست و همیشه..
چیزی هست که صدای روشنایی را خط خطی کند.
دیوارهای دنیا بلند است ، و من گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار
مثل بچه بازیگوشی که توپ کوچکش را از سر شیطنت به خانه‌ی همسایه می اندازد
به امید آن که شاید در آن خانه باز شود، گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار
آن طرف.. حیاط خانه‌ى خداست.
و آن وقت هی در می زنم،
هی.. در می زنم،
در می زنم و می گویم:
“ببخشید.. دلم افتاده توی حیاط شما ،می‌شه دلم را پس بدید؟"
کسی جوابم را نمی دهد، کسی در را برایم باز نمی کند،
اما همیشه دستی دلم را می‌اندازد این طرف دیوار
همین؛
و من این بازی را دوست دارم!
همین که دلم پرت می شود این طرف دیوار..
همین که…
من عاشق این بازی‌ام
من این بازی را ادامه می دهم
و آن قدر دلم را پرت می کنم..
آنقدر دلم را پرت می کنم تا خسته شوند،
تا دیگر دلم را پس ندهند،
تا آن در را باز کنند و بگویند:
“بیا.. بیا خودت دلت را بردار و برو”
آن وقت من می روم و دیگر هم بر نمی‌گردم!
من این بازی را ادامه خواهم داد…
من این بازی را ادامه خواهم داد تا سرمنزل مقصود



Balatarin :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Facebook :: Twitter :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed



4 comments:

ardiba said...

این پادکست به پیشنهاد دوست عزیزی تهیه شد
که مایلم ضمن تقدیر، به رسم تشکر تقدیمش کنم به خود ایشان

بیتـــــا said...

مرحبا به این ذوق و هنر. شعر، صدا، عکس، موسیقی و.. خلاصه همه‌ی عوامل دست به دست دادند تا نتیجه‌ی کار باز هم عالی از آب دربیاد. دست مریزاد.
تقدیمی عزیز و ارزشمندیه، بسیار ممنون و متشکرم.
:-)

persian eyes said...

واي خيلي قشنگ بود

ندا said...

مثل هميشه ، معركه بود

Post a Comment